الشيخ رسول جعفريان
864
رسائل حجابيه (فارسى)
شارع مقدس كاملا ادا فرموده ، و توصيه و سفارش آنچه بايد و شايد فوق تصوّر و ادراك متجدّدين عصريّه در احترام و حقوق آنها نموده ، ديگر لازم نيست فرنگى مشربان و متجدّدين شهوتران زمان اين قدر سنگ بر سينههاى خود بزنند و دلسوزى كنند براى زنان ، و خود را در نظر مشتى غير ذوى العقول و حيوان معرفى به طرفداران نسوان فرمايند ، و مجلات و روزنامهجات به نام كمك و طرفدارى از آنها منتشر و هرگونه تهمتى كه بخواهند روى شهوت و جهالت و يا بغضاء و عداوت بر صاحب ديانت بزنند ، و شعرهاى كفريّه در موضوع رفع حجاب ، شعراى بىدين آنها حتى زنانشان بگويند . از آن جمله اشعارى است كه مهرانگيز در بىحجابى سروده كه به قدرى وقاحت و بىشرفى در مضامين اشعارش به كار برده كه از نگارش و بيانش معذرت مىطلبم ؛ « 1 » خداى جزاى دشمنان دين را خواهد داد ؛ ولى به حمد اللّه زنى عفيفه و محجّبه جواب اشعار كفرآميز مهرانگيز بىتميز را داده و آن اشعار اين است : شوخكا شور مينگيز در اين كشور ما * مفكن چادر ناموس و حيا از سر ما مهرانگيز نبايد كه شود شورانگيز * مهرانگيز تو رحمى كن و شو رهبر ما ما خود اندر ره ناموس ببايد كوشيم * تا كه راضى شود از عفّت ما داور ما شيخ ناكرده ز خود حكم بپوشيدن رو * زان كه او را نسزد تا كه بود مهتر ما اين حجاب از اثر حشمت دين اسلام * شده محتوم به فرمودهء پيغمبر ما گول مردان هوسران مخور اى مهرانگيز * هدف تير ملامت منما پيكر ما مردم جامعه اين سنگ كه بر سينه زنند * نه گمان كن كه بسوزد دلشان از بر ما بهر شهرتطلبى اين همه اصرار كنند * تا كَنند از بر ما اين همه بال و پر ما گر تو باور نكنى سوى اروپا بنگر * تا بدانى كه بلند است هنوز اختر ما جمله زنهاى اروپا به اجانب همدم * ليك اندر بر ما شوهر ما ياور ما همچو گل غنچه ببايد كه بپيچيم به خود * ورنه باد هوس آزرده كند گلپر ما اين كفن نيست كه بر پيكر ما گشته محيط * برج ناموس بود مهر مهين اختر ما اجنبى ديدهء شهوت نكند كور كه هست * عاشق ديدن اندام و رخ انور ما خودسرانه نتوان رفت بود دين لازم * ورنه خالق بدهد در دو سرا كيفر ما اين زمان باز مكن روى ، ميفكن چادر * تا ببينيم چه آيد ز قفا بر سر ما مرد و زن فكر كمالات و ادب بايد كرد * ورنه از بين رود مملكت و كشور ما « 2 »
--> ( 1 ) . مؤلف سه بيت از شعر مهرانگيز را در صفحهء 30 از اصل كتاب آورده است . ( 2 ) . كشف الغرور ، ص 30